تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 996

مساهمون:

ص٩٩٦
نمىشود . شارح گويد : يعنى همانطورى كه « خلا » به مستثنا نصب و يا جرّ مىدهد ، حاشا نيز چنين مىباشد چنانچه ساير احكامى كه براى « خلا » ذكر نموديم در حاشا نيز جارى است . البتّه مخفى نماند اين مقاله ، گفتار و نظريّه مبرّد و مازنى و مصنّف است ولى سيبويه مىگويد : حاشا صرفا حرف جرّ بوده و مدخولش مىبايد هميشه مجرور باشد ولى اينكلام بواسطه قول شاعر مردود است ، وى گفته :
حاشا قريشا ، فانّ اللّه فضّلهم * على البريّة بالاسلام و الدّين
يعنى : منزّه هستند قبيله قريش چه آنكه حقتعالى ايشان را برساير مردم بواسطه اسلام و دين تفضيل و برترى داده است . سپس مىگويد : مخفى نماند اگرچه گفتيم كه حاشا در تمام احكام مذكور همچون خلا مىباشد ولى بايد توجّه داشت كه تنها بين ايندو يك فرق هست و آن اينكه حاشا با « ما » مصاحبت و همراهى نمىكند بخلاف « خلا » كه با كلمه « ما » بسيار استعما مىگردد . سؤال چطور بگوئيم « حاشا » با « ما » استعمال نمىشود و حال آنكه در حديث آمده است : اسامة احبّ النّاس الىّ ما حاشا فاطمة . ( اسامه محبوب‌ترين مردم نزد من است باستثناى فاطمه عليها السّلام ) . و چنانچه مشاهده مىشود در اينحديث حاشا با « ما » استعمال گرديده ، بنابراين از اينجهت بين آن و خلا فرقى نيست .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 996 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى