تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
شاهد در « خلا » است كه « زيد » را نصب داده است . و مستثنا به « عدا » و « يكون » در حالى كه بعد از كلمه « لا » قرار گرفته است همچنين منصوب مىباشد مانند : قاموا لا يكون زيدا ( ايستادند مگر زيد ) . شاهد در « لا يكون » است كه مستثنا يعنى « زيد » را نصب داده است و اين نصب بنابر آنست كه « زيدا » خبرش بوده و اسمش همچون « ليس » در آن مستتر است . سپس مصنّف گويد : بواسطه دو كلمه قبل از « لا يكون » اگر خواستى مستثنا را جرّ بده . شارح گويد : مراد از دو كلمه قبل از « لا يكون » خلا و عدا مىباشد . امّا خلا ، مانند آنچه در قول شاعر آمده :
خلا اللّه لا ارجو سواك و انّما * اعدّ عيالى شعبة من عيالكا
يعنى : به غير خداوند اميد ندارم مگر به تو و بطور قطع و يقين عيال خود را شعبه و شاخه‌اى از عيال تو مىشمارم . شاهد در « خلا » است كه « اللّه » را جرّ داده است . و امّا عدا ، مانند آنچه در قول شاعر ديگر آمده :
ابحنا حيّهم قتلا و اسرا * عد الشّمطاء و الطّفل الصّغير
يعنى : تجويز و مباح كرديم ما قتل و اسارت قبيله بنات عوج را مگر پيره‌زنان و اطفال كوچك ايشان را كه به حال خودشان واگذارديم . شاهد در « عدا » است كه « الشّمطاء » را جرّ داده است . مصنّف گويد : و بعد از كلمه « ما » مستثنا را نصب بده و جرّ آن نيز گاهى وارد شده است .