شاهد در « خلا » است كه « زيد » را نصب داده است .
و مستثنا به « عدا » و « يكون » در حالى كه بعد از كلمه « لا » قرار گرفته است همچنين منصوب مىباشد مانند :
قاموا لا يكون زيدا ( ايستادند مگر زيد ) .
شاهد در « لا يكون » است كه مستثنا يعنى « زيد » را نصب داده است و اين نصب بنابر آنست كه « زيدا » خبرش بوده و اسمش همچون « ليس » در آن مستتر است .
سپس مصنّف گويد :
بواسطه دو كلمه قبل از « لا يكون » اگر خواستى مستثنا را جرّ بده .
شارح گويد :
مراد از دو كلمه قبل از « لا يكون » خلا و عدا مىباشد .
امّا خلا ، مانند آنچه در قول شاعر آمده :
خلا اللّه لا ارجو سواك و انّما * اعدّ عيالى شعبة من عيالكا
يعنى : به غير خداوند اميد ندارم مگر به تو و بطور قطع و يقين عيال خود را شعبه و شاخهاى از عيال تو مىشمارم .
شاهد در « خلا » است كه « اللّه » را جرّ داده است .
و امّا عدا ، مانند آنچه در قول شاعر ديگر آمده :
ابحنا حيّهم قتلا و اسرا * عد الشّمطاء و الطّفل الصّغير
يعنى : تجويز و مباح كرديم ما قتل و اسارت قبيله بنات عوج را مگر پيرهزنان و اطفال كوچك ايشان را كه به حال خودشان واگذارديم .
شاهد در « عدا » است كه « الشّمطاء » را جرّ داده است .
مصنّف گويد :
و بعد از كلمه « ما » مستثنا را نصب بده و جرّ آن نيز گاهى وارد شده است .