خلا اللّه لا ارجو سواك ( و انّما * اعدّ عيالى شعبة من عيالكا )
( ابحنا حيّهم قتلا و اسرا ) * عدا الشّمطاء و الطّفل الصّغير
( و ) ان وقعا ( بعد ما انصب ) بهما حتما لانّهما فعلان اذ ما الدّاخلة عليهما مصدريّة ، و هى لا تدخل الّا على الجملة الفعلية كقوله :
الا كلّ شيئ ما خلا اللّه باطل * ( و كلّ نعيم لا محالة زائل )
يملّ النّدامى ما عدانى لانّنى * ( بكلّ الّذى يهوى نديمى مولع )
( و انجرار ) بهما حينئذ ( قد يرد ) حكاه الاخفش و الجرمى و الّربعى على انّ ما زائدة .
ترجمه و شرح :
حكم مستثنا به ليس و خلا و عدا و لا يكون
مصنّف گويد :
بواسطه « ليس » و « خلا » و « عدا » و « يكون » كه بعد از « لا » قرار گرفته باشد استثناء كن در حالى كه نصبدهنده هستى .
شارح گويد :
بواسطه « ليس » استثناء كن در حالى كه آن را نصب مىدهى تا خبر « ليس » بوده و اسمش ضمير مستتر در آن باشد مانند آنچه در فرموده حضرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده :
ما انهر الدّم و ذكر اسم اللّه عليكه فكلوا منه ، ليس السّن و الظّفر .
يعنى : آنچه خونش ريخته شده در حالى كه اسم خداوند برآن برده مىشود پس از آن تناول كنيد غير از دندان و ناخنهايش .
شاهد در « ليس » است كه « السّن » را نصب داده تا خبرش بوده و اسمش در آن مستتر است و همچنين است « خلا » يعنى مستثنا به اينكلمه را نيز نصب بده مانند :
قام القوم خلا زيدا ( قوم ايستادند مگر زيد ) .