در بيت توبة بن حمير مرفوع و اسم ليس آمده است :
ءاترك ليلى ليس بينى و بينها * سوى ليلة انّى اذا لصبور
يعنى : آيا رها مىكنم ليلى را و حال آنكه بين من و بين او نيست مگر يك شبى ، بدرستيكه من در آن هنگام برفراق او بسيار شكيبا و صابر خواهم بود .
شاهد در « سوى » است كه اسم « ليس » بوده و مرفوع مىباشد نه منصوب و ظرف .
رمّانى كه يكى ديگر از ادباء است مىگويد :
« و سوى » غالبا ظرف و منصوب بوده و بندرت مانند « غير » استعمال مىشود . و اين رأى را ابن هشام نحوى اختيار نموده است .
قوله : بضمّها مقصورا : ضمير مؤنّث در « ضمّها » به سين راجع است .
قوله : انّها لا تستعمل الّا ظرفا : ضمائر مؤنّث به « سوى » راجعند .
قوله : و لا تخرج عنه : ضمير فاعى در « لا تخرج » به سوى و ضمير مجرورى در « عنه » به ظرف راجع است .
قوله : و ردّه المصنّف : ضمير منصوبى در « ردّه » به سيبويه راجع است .
قوله : بورودها مجرورة به من : ضمير در « ورودها » به سوى عود مىكند .
قوله : انّها تستعمل ظرفا غالبا : ضمائر مؤنّث به « سوى » راجعند .
قوله : و اختاره ابن هشام : ضمير منصوى در « اختاره » به رأى رمّانى راجع است .
متن : « 328 »
و استثن ناصبا بليس و خلا * و بعدا و بيكون بعد لا
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه .