به « تاء » متكلّم در « كنت » عطف كنيم هيچ ضعفى در آن نمىباشد از اينرو رفع « زيد » بنابر معطوف بودن به ضمير مزبور بهتر است از اينكه بنابر مفعوليّت نصبش دهيم .
مؤلّف گويد :
وجه عدم ضعف عطف در اينمثال آنست كه اگرچه عطف اسم ظاهر برضمير متّصل مرفوع ضعيف است ولى در صورتى كه ضمير مرفوع منفصل فاصله شود اين ضعف منتفى مىباشد چنانچه در مثال مذكور چنين است .
ب : آنكه عاطفه قرار دادنش ضعيف باشد .
حكم اينفرض آنست كه كلمه بعد از واو را بنابر مفعوليّت نصب مىدهند و مصنّف گفته است :
نصب برعطف ترجيح داشته و ما آن را اختيار مىكنيم مانند :
جئت و زيدا ( آمدم با زيد ) .
در اينمثال عاطفه قرار دادن « واو » و رفع « زيد » تا معطوف باشد برتاء متكلّم ضعيف است زيرا لازم مىآيد كه اسم ظاهر برضمير متّصل مرفوع معطوف بوده بدون فاصله شدن ضمير منفصل از اينرو بعقيده مصنّف نصب زيد ارجح از رفعش مىباشد .
ولى سيرافى نصب را واجب دانسته و اين بنابر قاعدهاى است كه از نظر وى ثابت و مسلّم مىباشد و آن اينستكه :
هركلمهاى كه در مرتبه دوّم قرار گرفته و مسبّب از كلمهاى كه در مرتبه اوّل واقعست باشد تنها بايد آن را منصوب خواند نه غير آن چه آنكه معناى « جئت و زيدا » آنست كه :
من سبب در مجيئ و آمدن زيد بودم پس متكلّم مؤثّر و سبب بوده و « زيد » مؤثّر و مسبّب مىباشد .
قوله : ما قرّره من انّه لا بدّ ان يسبقه فعل او شبهه : ضمير فاعلى در « قرّره » به مصنّف و ضمير مفعولى آن به ماء موصوله راجع است و ضمير در « انّه » به معناى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 949
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٤٩