مشتمل نباشد مانند :
هذا بكاء بكاء الثكلى ( اينست گريه همچون گريه زن بچّهمرده ) .
در مثال اوّل « صوت حمار » بعد از « صوته » قرار گرفته كه آن جمله نبوده بلكه مضاف و مضاف اليه مىباشد و آن در حكم يك كلمه است لذا مصدر در اينمثال مفعول مطلق نمىباشد تا بگوئيم عاملش حذف گرديده .
و در مثال دوّم « بكاء الثّكلى » اگرچه بعد از جمله « هذا بكاء » قرار گرفته ولى اينجمله مشتمل برصاحب بمصدر نيست لذا مصدر مفعول مطلق نبوده بلكه خبر است و مرفوع مىباشد همانطورى كه در مثال اوّل نيز خبر واقع شده .
تتمّه بحث
كلمهاى كه بجاى مصدر قرار گيرد از حيث حذف عاملش همچون مصدر مىباشد مانند :
اعتصمت عائذا بك ( چنگ زدم در حالى كه پناه به تو مىبرم ) .
شاهد در كلمه « عائذا » است كه بجاى مصدر و مفعول مطلق يعنى « اعتصاما » واقع شده از اينرو همچون مصدر عاملش محذوف است و تقدير كلام : عذت عائذا بك مىباشد پس عامل « عائذا » كه « عذت » است حذف گرديده .
اين مطلب را مصنّف در شرح كافيه آورده است .
قوله : لا محتمل لها غيره : ضمير در « لها » به جمله و در « غيره » به مصدر راجع است .
قوله : حقّا صرفا : يعنى حقيقت صرف .
قوله : هذا المصدر : مقصود مصدرى است كه مؤكّد لنفسه و مؤكّد لغيره باشد .
قوله : على الجملة الّتى قبله : ضمير در « قبله » به مصدر راجع است .
قوله : على اسم بمعناه : يعنى به معناى مصدر .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 911
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١١