ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
و از همين قبيل است مصدرى كه آن را مؤكّد لنفسه يا مؤكّد لغيره ميخوانند .
شارح گويد :
ح : و از جمله مواردى كه حذف عامل مفعول مطلق واجب مىباشد ، مصدرى است كه آن را مؤكّد ميخوانند اعمّ از آنكه مؤكّد لنفسه بوده و يا مؤكّد لغيره باشد .
مصنّف گويد :
سپس اوّلى مانند : له علىّ الف عرفا .
و دوّمى همچون : ابنى انت حقّا صرفا .
شارح گويد :
پس اوّلى يعنى مؤكّد لنفسه مصدرى است كه بعد از جملهاى قرار گيرد كه بپس از آن غير از مصدر مزبور كلمه ديگرى صلاحيّت نداشته باشد مانند :
له علىّ الف در هم عرفا .
( براى او است برعهده من هزار درهم ، اعتراف مىكنم اعترافكردنى ) .
در اينمثال كلمه « عرفا » به معناى « اعترافا » بوده و پس از جمله « له علىّ الف درهم » قرار گرفته و نفس اينجمله اعتراف محسوب مىشود لاجرم پس از آن غير از « عرفا » مصدر ديگرى صلاحيّت ندارد لاجرم عامل اين مصدر حذف شده و تقدير كلام : اعترفت اعترافا مىباشد .
و دوّمى يعنى مؤكّد لغيره عبارتست از مصدرى كه بعد از جملهاى قرار گيرد كه غير آن مصدر را نيز بتوان بجاى آن نهاد مانند :
ابنى انت حقّا صرفا ( پسر من تو هستى حقيقتا ) .
شاهد در جمله « ابنى انت » است كه هم محتمل است برسبيل حقيقت گفته شده باشد كه در اين صورت پس از آن « حقّا » بايد بيايد و احتمال
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 909
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٩