دارد كه بنحو مجاز القاء گرديده باشد كه در اين صورت مىتوان پس از آن « تأويلا » يا « مجازا » را گذارد .
مصنّف در كتاب تسهيل مىگويد :
تقديم اينمصدر ( مصدرى كه مؤكّد لنفسه يا لغيره باشد ) برجمله قبلش جايز نيست و زجّاج نحوى نيز با اينكلام موافقت نمود .
سپس مصنّف گويد :
و همچنين است مصدرى كه در مقام تشبيه و بعد از جمله واقع شود مانند :
لى بكاء بكاء ذات عضلة
شارح گويد :
ط : و از جمله مواردى كه حذف عامل مفعول مطلق واجب مىباشد مصدرى است كه در مقام تشبيه بوده و پس از جملهاى قرار گيرد كه مشتمل باشد بردو چيز :
1 - اسمى كه به معناى مصدر باشد .
2 - صاحب مصدر .
مانند : لى بكاء بكاء ذات عضلة .
( براى من است گريه همچون گريه صاحب حادثهاى ) .
شاهد در « بكاء » دوّمى است كه مفعول مطلق بوده و بعد از جمله « لى بكاء » قرار گرفته و اينجمله مشتمل است براسمى كه به معناى مصدر است و آن كلمه « بكاء » بوده و نيز صاحب مصدر كه « ياء » متكلّم است در اينجمله قرار گرفته چه آنكه صاحب گريه متكلّم مىباشد .
سپس شارح گويد :
بخلاف مصدرى كه بعد از مفرد قرار مىگيرد مانند :
صوته صوت حمار ( صدايش همچون صداى الاغ مىباشد ) .
و نيز بخلاف مصدرى كه بعد از جملهاى قرار گيرد كه بردو امر مذكور
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 910
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١٠