تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
گرفته و اصل آن چنين بوده : جدّ جدّا كلّ الجدّ . و نيز مانند لفظ « بعض » كه بمصدر اضافه گردد نظير : ضربته بعض الضّرب ( زدم او را مقدارى ) . شاهد در « بعض » است كه بمصدر يعنى « الضّرب » اضافه شده و بجاى مفعول مطلق قرار گرفته و اصل آن چنين بوده : ضربته ضربا بعض الضرب چنانچته مصنّف در كتاب كافيّه اينرا نيز آورده است . سپس شارح گويد : و همچنين گاهى كلمه‌اى كه مرادف مصدر است از آن نيابت مىكند مانند : افرح الجذل ( شاد كن شادكردنى ) . كلمه « الجذل » با ذال نقطه‌دار به معناى فرح است يعنى مرادف با آن بوده و بجايش قرار گرفته . نو نيز گاهى اوقات اشياء ذيل در محلّ مصدر واقع ميشوند : الف : وصف مصدر مانند : سرت احسن السّير ( سير كردم سيرى كه بهترين سيرها بود ) . اينمثال در اصل « سرت سيرا احسن السّير » بوده سپس « سيرا » حذف شد و وصف آن يعنى احسن السّير بجايش واقع شد . ب : كلمه‌اى كه دلالت دارد برنوع مصدر مانند : اشتمل الصمّاء . ( عباء را بردوش خود انداخت بنوع انداختن صمّاء ) . اينمثال در اصل « اشتمل اشتمال الصمّاء » بوده ، سپس مصدر يعنى « اشتمال » را حذف كرده و كلمه « صمّاء » را كه دلالت برنوع اشتمال دارد بجايش قرار داديم . و نيز مانند : رجعت القهقرى كه در اصل رجعت رجوع القهقرى بوده .