ج : كلمهاى كه برعدد مصدر دلالت كند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فاجلدوهم ثمانين جلدة
( پس تازيانه بزنيد ايشان را هشتاد تازيانه ) .
اينمثال در اصل : فاجلدوهم جلدا ، بوده و پس از حذف « جلدا » كلمه « ثمانين » كه برعدد مصدر دلالت مىكند بجايش قرار داده شده .
د : كلمهاى كه برآلت مصدر دلالت دارد مانند :
ضربته سوطا ( زدم او را زدنى با تازيانه ) .
اينمثال در اصل : ضربته ضربا ، بوده سپس بعد از حذف مصدر كلمه سوطا كه آلت زدن است بجايش قرار داده شده .
ه : ضميرى كه بمصدر راجع است مانند :
لا اعذبه احدا ( عذاب نمىكنم كسى را ) .
اينمثال در اصل « لا اعذب عذابا احدا » بوده سپس « عذابا » حذف و بجايش ضميرى گذاشته شد كه به آن عود مىكند .
و : اسم اشارهاى كه بمصدر اشاره دارد مانند :
ضربت ذلك الضرب ( زدم آن زدن را ) .
اينمثال در اصل : ضربت ضربا بوده و پس از حذف « ضربا » ذلك الضرب بجايش قرار گرفت .
سپس شارح گويد :
و نيز آنچه در ماده با مصدر مشاك است بجايش قرار مىگيرد و آن سه چيز است :
1 - اسم مصدر مانند : اغتسل غسلا ( غسل كرد غسلكردنى ) .
اينمثال در اصل : اغتسل اغتسالا بوده سپس بجاى « اغتسال » كه مصدر است « غسل » يعنى اسم مصدر را گذاردند و هردو از نظر ماده كلمه با هم مشترك هستند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 891
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩١