شارح گويد :
مثل موردى كه مابعد مفسّر آن باشد همچون باب اشتغال كه حذف عامل اسم مشتغل عنه لازم است و شرح آن مبسوطا گذشت .
و نيز همچون موردى كه فضله منادى باشد مثل : يوسف اعرض عن هذا يا نظير يا رجلا خذ بيدى كه در هردو مثال ادعو يا اطلب عامل بوده و محذوف مىباشد چه حرف نداء در كلام به نيابت از عامل محذوف آمده باشد و چه آن نيز محذوف و در كلام ذكر نگردد .
و همچنين مانند موردى كه كلام ضرب المثل يا جارى مجراى آن باشد .
ضرب المثل مانند : الكلاب على البقر .
چه آنكه بين اهل عرف اين عبارت شايع است از اينرو نمىتوان مثال و كلام را تغيير داد بلكه همچنانكه اهل زبان استعمالش مىكنند بايد آن را به كار برد و الّا عامل « الكلاب » ارسل است كه محذوف مىباشد .
جارى مجراى مثل مانند : انتهوا خيرا لكم ( ترك كنيد و بهتر را براى خود بياوريد ) .
تقدير آيه شريفه انتهوا و آتوا خيرا لكم است و چون « آتوا » از كلام به خوبى و روشنى فهميده مىشود همانطورى كه در ضرب المثل چنين است لاجرم آيه و امثال آن جارى مجراى مثل شدهاند .
قوله : مفعول فضلة : پارهاى از مفاعيل فضله نبوده بلكه عمده هستند يعنى حذف و اسقاط آنها از كلام جائز نيست زيرا بدون آنها كلام مفيد معنى نيست مانند دو مفعول باب ظنّ كه در اصل مبتداء و خبر بودهاند و هركدام از ايندو عمده در كلام به حساب مىآيند .
قوله : كتناسب الفواصل : فواصل آخر آيات قرآنى را گويند يعنى براى اينكه آخر آيات قرآنى با هم تناسب داشته باشد بسا مفعول فضله را حذف مىكنند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 857
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥٧