شمردن ) چه آنكه بسا به منظور تحقير شخص نامش را اصلا برزبان جارى نمىكنند و بهرصورت مثال حذف مفعول فضله همچون آيه ذيل :
ما ودعك ربّك و ما قلى .
( خداوند متعال هرگز تو را ترك نگفته و برتو خشم نگرفته است ) .
شاهد در مفعول « قلى » است كه حذف شده و اصل آن « قلاك » بوده است .
و نيز مانند آيه شريفه ديگر :
فان لم تفعلوا و لن تفعلوا .
( پس اگر آن را بجاى نياورده و البتّه هرگز نميتوانيد بجاى آوريد ) .
شاهد در حذف مفعول « لم تفعلو » و « لن تفعلوا » است چه آنكه اصل « فان لم تفعلوه و لن تفعلوه » بوده .
و همچنين نظير آيه شريفه ديگر :
كتب اللّه لاغلبنّ انا و رسلى .
( خداوند متعال حتمى گردانيده كه البتّه من و رسولانم غالب مىشويم ) .
شاهد در حذف مفعول « لاغلبنّ » است كه در اصل لاغلبنّه بوده است .
لازم بتوضيح است حذف يادشده طبق گفته مصنّف زمانى است كه ضررى در بين نباشد لذا در فرض وجود ضرر مانند آن جائى كه فضله بعنوان جواب سائل آورده شده يا محصور باشد حذف جائز نيست مثل اينكه شخص بپرسد :
من ضربت ( چه كسى را زدى ) ؟
و شما در جوابش بگوئى : زيدا .
در اينجا حذف « زيد » با اينكه فضله است جائز نيست زيرا اگر آن را حذف كنيم جواب سائل را ندادهايم .
و مانند : و ما ضربت الّا زيدا ( نزدم مگر زيد را ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 855
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥٥