تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
شاهد در « زيدا » است كه اگرچه فضله است ولى حذفش جايز نيست زيرا غرض متكلّم آنست كه بگويد تنها زيد را زده و بديهى است با حذف « زيد » اين غرض بيان نميشود چه آنكه با حذف « زيد » لازم مىآيد كه « ضرب » بطور مطلق نفى شده باشد در حالى كه قصد نفى آن بطور مقيّد مىباشد يعنى ميخواهيم بگوئيم ضرب غير زيد منفى است نه بطور كلّى و مطلق تا حتّى زدن زيد نيز نفى گردد .

حذف ناصب فضله

سپس مصنّف گويد : حذف ناصب فضله در صورتى كه براى شنونده معلوم باشد جايز است . شارح گويد : يعنى فعلى كه فضله را نصب مىدهد حذفش جائز است مشروط باينكه معلوم باشد مثل اينكه قرينه حاليه برآن دلالت نمايد چنانچه بكسيكه آماده رفتن به حجّ هست بگويند : مكّة ( بنصب مكّه ) يعنى : تريد مكّة ( سفر حجّ و مكّه اراده كرده‌اى ) . در اينمثال چون حال شخص گواهى مىدهد براراده مكّه لاجرم باعتماد آن عامل يعنى « تريد » را حذف مىكنند . يا قرينه مقاليّه در بين باشد مانند اينكه شخص گفته است : من ضربت ( چه كسى را شما زدى ) ؟ و شما در جوابش بگوئيد : زيدا يعنى ضربت زيدا ( زدم زيد را ) . در اينجا به قرينه سؤال معلوم مىشود عامل در « زيدا » ضربت است كه حذف شده . پس از آن مصنّف گويد : و گاهى حذف ناصب فضله واجب است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 856 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى