سؤال
ممكنست گفته شود :
اينقسم يعنى اسم مشتغلى كه واجب الرّفع است از اين باب محسوب نميشود زيرا ضابطه و قاعده اين باب برآن منطبق و صادق نيست چه آنكه گفته شد :
اسم مشتغل اسمى است كه فعل يا شبه فعل از آن متأخّر آمده و در ضمير يا سبب اسم عمل كند بطورى كه اگر ضمير نمىبود عامل مزبور ( فعل يا شبه فعل ) در اسم مقدّم عمل مىكرد .
پرواضح است اين تقرير و بيان در مورد اسمى كه بعد از اذا واقع شده صادق نيست چون كلمه اذا به هيچ وجه برسر فعل داخل نميشود لذا چه ضمير ذكر شده و چه ترك شود در هردو صورت جايز نيست فعل در اسم سابق عمل كند چه آنكه لازمه اينعمل آنست كه اذا برسر فعل داخل گردد و آن جايز نيست لذا جاى اين سؤال است كه چرا مصنّف اينمثال را از اقسام باب قرار داد .
جواب
در جواب مىگوئيم :
اگرچه امر چنين است ولى جهت ذكر مصنّف آنست كه خواست با بيان اينمثال اقسام پنجگانه را تماما و كمالا بيان كرده و در اين ارتباط چيزى را فروگذار نكرده باشد .
قوله : ان تلى استفهاما : ضمير فاعلى در « تلى » به السّابق عود مىكند .
قوله : فاذا هى بيضاء : آيه ( 108 ) از سوره اعراف .
قوله : و لا يليها فعل : ضمير منصوبى در « لا يليها » به اذا راجع است .
قوله : قدّر متعلّق الخبر بعدها : ضمير در « بعدها » به اذا راجع است .
قوله : كما تقدّم : يعنى تقدّم فى باب المبتداء و الخبر فى ذيل قول المصنّف حيث قال : و اخبروا بظرف او به حرف جرّ .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 804
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠٤