تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
سپس شارح ميگويد : از ظاهر عبارت مصنّف اينطور بدست مىآيد كه اگر در تركيبى خبر براسم و معمول خودش مقدّم شده باشد تركيب مزبور جايز است مانند : كان آكلا طعامك زيد . شاهد در « آكلا » بوده كه خبر براى « كان » است و « طعامك » مفعولش بوده و هردو بر « زيد » كه اسم براى « كان » مىباشد مقدّم شده‌اند لذا طبق آنچه از عبارت مصنّف استفاده مىشود اين تركيب بايد جايز باشد زيرا معمول خبر پهلوى عامل واقع نشده است . و مؤيّد اين استظهار اجماعى است كه ابن شقير انبارى ادعاء و حكايت نموده و آن را دليل برجواز قرار داده چنانچه وى طبق تصريحى كه نموده اظهار كرده معمول را مىتوان برنفس عامل نيز مقدّم نمود مثلا بگوئيم : طعامك كان آكلا زيد يا طعامك كان زيد آكلا . سپس مصنّف مىگويد : اينكه گفتيم معمول خبر بعد از عامل قرار نمىگيرد در مورد ظرف و جارّ و مجرور استثناء شده . شارح گويد : يعنى در مورد مزبور قرار گرفتن معمول خبر بعد از عامل جايز است مثل : كان عندك زيد مقيما ( زيد نزد تو اقامه نمود ) . شاهد در « عندك » است كه ظرف بوده و پهلوى « كان » قرار گرفته است . و مانند : كان فيك زيد راغبا ( زيد در تو رغبت داشت ) . شاهد در « فيك » است كه جارّ و مجرور بوده و معمول « راغبا » است و بعد از « كان » قرار گرفته . قوله : اى لا يقع بعده : ضمير در « لا يقع » به معمول خبر و در « بعده » به عامل عود مىكند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 512 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى