در صورتى كه مفعول به در كلام يافت شود از فاعل نيابت نمىكنند چنانچه اگر در كلام اسم محض و خالص يافت شود همان براى فاعليّت شايسته بوده و با وجود آن اشياء سهگانه مذكور فاعل واقع نمىشوند .
لازم بتذكّر است آنچه گفتيم رأى و مذهب سيبويه بوده و در مقابل كوفيّون و اخفش معتقدند كه با وجود مفعول به در كلام گاهى غير آن از فاعل نيابت مىكند ، مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
ليجزقى قوما بما كانوا يكسبون
( تا آنچه را كه قوم بدست آوردهاند بعنوان جزاء بايشان داده شود ) .
شاهد در « بما كانوا » است كه جارّ و مجرور بوده و با وجود مفعول به در كلام يعنى « قوما » نائب فاعل براى « يجزى » واقع شده .
و نيز مانند آنچه در قول شاعر يعنى رؤبة بن عجّاج آمده :
لم يعن بالعلياء الّا سيّدا * و لا شفى ذا الغىّ الّا ذو الهدى
يعنى : قصد كرده نميشود به مرتبه اعلى و بلندى مگر مرد بزرگوار و شفا نمىدهد شخص گمراه را مگر كسى كه خود هدايت يافته باشد .
شاهد در « بالعلياء » است كه جارّ و مجرور بوده و با وجود « سيّدا » كه مفعول به است نائب فاعل قرار گرفته .
و مصنّف نيز اين رأى را در كتاب تسهيل اختيار نموده است .
سپس مصنّف گويد :
و باتّفاق نحاة گاهى مفعول دوّم از باب « كسى » نائب فاعل واقع مىشود مشروط باينكه از اشتباه در امان باشيم .
شارح گويد :
شرح كلام مصنّف اينستكه :
جمهور از نحوىها اتّفاق دارند براينكه در مورد عدم التباس و اشتباه مفعول دوّم از باب « كسى » از فاعل نيابت مىكند مانند :
كسى زيدا جبّة ( لباس به زيد پوشانده شد ) .