سپس مصنّف گويد :
پس اگر فاعل اسم ظاهر باشد امر روشن و واضح بوده و در غير اين صورت ضميرى است مستتر در فعل .
شارح گويد :
يعنى اگر فاعل در لفظ ظاهر باشد مانند : قام زيد ( زيد ايستاد ) .
شاهد در « زيد » است كه در لفظ ظاهر مىباشد .
و نيز مانند : الزّيدان قاما ( دو زيد ايستادند ) .
شاهد در ضمير بارز « قاما » است كه در لفظ ظاهر مىباشند .
پس همان كلمه ظاهر در لفظ فاعل مىباشد چنانچه بيان شد .
و در غير اين صورت ضميرى است مستتر اعمّ از آنكه راجع باشد به امرى كه در عبارت ذكر شده مانند :
زيد قام ( زيد ايستاد ) .
شاهد در ضمير مستتر « قام » است كه به مذكور در لفظ يعنى « زيد » راجع است .
و هند قامت ( هند ايستاد ) .
شاهد در ضمير مستتر قامت است كه به مذكور در لفظ يعنى « هند » برمىگردد .
يا در عبارت مذكور نبوده ولى با فعل برآن دلالت دارد مانند :
و لا يشرب الخمر حين يشربها و هو مؤمن .
( شراب را نمىآشامد در وقتى كه مىآشامد و حال آنكه شارب مؤمن باشد ) يعنى شخص در حال آشاميدن شراب مؤمن نيست .
شاهد در ضميرى است كه در يشرب مستتر بوده و به « شارب » راجع مىباشد و آن در عبارت ذكر نشده ولى كلمه « يشرب » برآن دلالت دارد .
و يا حال مشاهده برآن دلالت مىكند نظير :
كلّا اذا بلغت التّراقى .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 712
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧١٢