تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
سپس مصنّف گويد : پس اگر فاعل اسم ظاهر باشد امر روشن و واضح بوده و در غير اين صورت ضميرى است مستتر در فعل . شارح گويد : يعنى اگر فاعل در لفظ ظاهر باشد مانند : قام زيد ( زيد ايستاد ) . شاهد در « زيد » است كه در لفظ ظاهر مىباشد . و نيز مانند : الزّيدان قاما ( دو زيد ايستادند ) . شاهد در ضمير بارز « قاما » است كه در لفظ ظاهر مىباشند . پس همان كلمه ظاهر در لفظ فاعل مىباشد چنانچه بيان شد . و در غير اين صورت ضميرى است مستتر اعمّ از آنكه راجع باشد به امرى كه در عبارت ذكر شده مانند : زيد قام ( زيد ايستاد ) . شاهد در ضمير مستتر « قام » است كه به مذكور در لفظ يعنى « زيد » راجع است . و هند قامت ( هند ايستاد ) . شاهد در ضمير مستتر قامت است كه به مذكور در لفظ يعنى « هند » برمىگردد . يا در عبارت مذكور نبوده ولى با فعل برآن دلالت دارد مانند : و لا يشرب الخمر حين يشربها و هو مؤمن . ( شراب را نمىآشامد در وقتى كه مىآشامد و حال آنكه شارب مؤمن باشد ) يعنى شخص در حال آشاميدن شراب مؤمن نيست . شاهد در ضميرى است كه در يشرب مستتر بوده و به « شارب » راجع مىباشد و آن در عبارت ذكر نشده ولى كلمه « يشرب » برآن دلالت دارد . و يا حال مشاهده برآن دلالت مىكند نظير : كلّا اذا بلغت التّراقى .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 712 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى