يا از باب جرى و مشى برغالب است چه آنكه گاهى و ندرتا فاعل مجرور به « من » نيز مىآيد و آن در وقتى است كه بعد از نفى يا شبه نفى واقع شود مانند : ما جائنى من احد ( نيامد نزد من هيچكس ) .
شاهد در « من احد » است كه فاعل براى « جائنى » بوده و در عين حال مرفوع نيست بلكه مجرور به « من » مىباشد و زمانى مجرور به « باء » استعمال مىگردد چنانچه در مثال و كفى باللّه شهيدا « خداوند شهيد را كفايت مىكند » « باللّه » فاعل است براى « كفى » ولى معذلك مجرور به « باء » آمده .
و يا مقصود مصنّف از فاعل اعمّ از كلمهاى است كه محلّا مرفوع بوده همچون دو مثال مذكور يا لفظا چنين باشد نظير آنچه خود مصنّف مثال زده است .
قوله : فعل تام : در مقابل فعل ناقص چه آنكه مرفوع بفعل ناقص را اصطلاحا فاعل نمىخوانند نظير مرفوع به « كان » ، « صار » ، « اصبح » و ساير افعال ناقصه كه مرفوع به اين افعال را اسم آنها مىخوانند .
قوله : مقدّم : يعنى فعل برفاعل بايد مقدّم باشد مانند امثلهاى كه گذشت زيرا در صورتى كه فعل مؤخّر باشد مسند اليه را مبتداء ( مخبر عنه ) مىنامند .
قوله : فارغ : يعنى فعل از ضمير فارغ و خالى باشد تا اسم مرفوع بعد از آن فاعلش باشد و در غير اين صورت مرفوع مزبور مبتداء مؤخّر محسوب مىشود مانند : قاما زيدان ، كه در اصل زيدان قاما مىباشد ، پس « زيدان » مبتداء مؤخّر و « قاما » فعل و فاعل ، خبر مقدّم مىباشد .
قوله : باق على الصّوغ الاصلى : يعنى فعل يادشده بايد برصيغه و هيئت اصلى خود كه معلوم بوده باقى باشد بنابراين اگر فعل به صيغه مجهول باشد مرفوع بعدش اصطلاحا نائب فاعل نام دارد نه فاعل .
قوله : او ما يقوم مقامه : ضمير در « مقامه » به فعل راجع است و اين عبارت معطوف است به « فعل تام الخ » و تقدير عبارت چنين است :
المسند اليه فعل تام او ما يقوم مقامه .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 708
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠٨