1 - فعل تام باشد .
2 - بر فاعل مقدّم بوده .
3 - از ضمير خالى فرض شود .
4 - بر صيغه اصليهاش باقى مانده باشد .
لازم بتذكّر است كه بفاعل يا فعل جامع مشخّصات فوق را بايد نسبت داد و يا كلمهاى كه قائممقام آن باشد .
تحقيق در قيود مذكور
سپس شارح گويد :
قيد مسند اليه در تعريف فاعل عام بوده هم شامل فاعل شده و هم نائب فاعل و هم مبتداء و منسوخ الابتداء را شامل مىشود و قيد « تام » اسم « كان » را خارج مىنمايد چه آنكه به آن اگرچه فعل نسبت داده مىشود و به اين اعتبار مسند اليه است ولى فعل مزبور تام نبوده بلكه ناقص مىباشد .
و بقيد « مقدّم » يعنى اينكه گفتيم فعل مىبايد از ضمير خالى و فارغ باشد مثال « يقومان الزّيدان » خارج گرديد لذا در اينمثال نمىتوان « الزّيدان » را فاعل « يقومان » دانست بلكه « يقومان » خبر مقدّم است براى « الزّيدان » و به قيد « بقاء برصيغه اصلى » نائب فاعل از تعريف خارج مىگردد چه آنكه نائب فاعل واجد تمام خصوصيّات مذكور بوده فقط فعليكه به آن نسبت مىدهند برصيغه اصليّهاش باقى نمانده زيرا بمجهول تبديل گرديده است .
و بايد توجّه داشت كه قيد « او ما يقوم مقامه » داخل مىكند فاعل اسم فاعل و مصدر و اسم فعل و ظرف و شبه ظرف را زيرا فاعل تمام اين مذكورات را اصطلاحا فاعل مىگويند ، بنابراين كلمه « او » در عبارت مذكور يعنى : « او ما يقوم مقامه » براى تنويع مىباشد نه ترديد يعنى فاعل دو نوع است :