تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
1 - فعل تام باشد . 2 - بر فاعل مقدّم بوده . 3 - از ضمير خالى فرض شود . 4 - بر صيغه اصليه‌اش باقى مانده باشد . لازم بتذكّر است كه بفاعل يا فعل جامع مشخّصات فوق را بايد نسبت داد و يا كلمه‌اى كه قائم‌مقام آن باشد .

تحقيق در قيود مذكور

سپس شارح گويد : قيد مسند اليه در تعريف فاعل عام بوده هم شامل فاعل شده و هم نائب فاعل و هم مبتداء و منسوخ الابتداء را شامل مىشود و قيد « تام » اسم « كان » را خارج مىنمايد چه آنكه به آن اگرچه فعل نسبت داده مىشود و به اين اعتبار مسند اليه است ولى فعل مزبور تام نبوده بلكه ناقص مىباشد . و بقيد « مقدّم » يعنى اينكه گفتيم فعل مىبايد از ضمير خالى و فارغ باشد مثال « يقومان الزّيدان » خارج گرديد لذا در اينمثال نمىتوان « الزّيدان » را فاعل « يقومان » دانست بلكه « يقومان » خبر مقدّم است براى « الزّيدان » و به قيد « بقاء برصيغه اصلى » نائب فاعل از تعريف خارج مىگردد چه آنكه نائب فاعل واجد تمام خصوصيّات مذكور بوده فقط فعليكه به آن نسبت مىدهند برصيغه اصليّه‌اش باقى نمانده زيرا بمجهول تبديل گرديده است . و بايد توجّه داشت كه قيد « او ما يقوم مقامه » داخل مىكند فاعل اسم فاعل و مصدر و اسم فعل و ظرف و شبه ظرف را زيرا فاعل تمام اين مذكورات را اصطلاحا فاعل مىگويند ، بنابراين كلمه « او » در عبارت مذكور يعنى : « او ما يقوم مقامه » براى تنويع مىباشد نه ترديد يعنى فاعل دو نوع است :