الف : آنكه به آن فعل يادشده نسبت داده شود .
ب : آنكه به آن اسم فاعل يا مصدر و يا ظرف و يا شبه ظرف و يا اسم فعل را نسبت بدهند .
فلذا مصنّف براى هردو نوع يك مثال آورده و گفته است :
فاعل عبارتست از آنچه مانند دو مرفوع در دو مثال ذيل باشد :
مثال اوّل : اتى زيد منيرا وجهه
( آمد زيد در حالى كه صورتش درخشان بود ) .
شاهد در « اتى زيد » و « منيرا وجهه » است در اوّل « زيد » فاعل فعل يعنى « اتى » بوده و در دوّم « وجهه » فاعل اسم فاعل يعنى « منيرا » مىباشد .
مثال دوّم : نعم الفتى ( خوب جوانى است ) .
شاهد در « الفتى » است كه فاعل براى فعل يعنى « نعم » مىباشد .
شارح گويد :
اينكه مصنّف دو مثال آورد جهتش آنست كه خواست اعلام كند در فعل مستند بفاعل فرقى نيست بين اينكه متصرّف و مشتقّ بوده همچون « اتى » در مثال اوّل و يا غير متصرّف و جامد باشد نظير « نعم » در مثال دوّم
تنبيه و تبصره
مصنّف فاعل را منحصر در دو مرفوع واقع در دو مثال مذكور نمود يعنى گفت :
فاعل يا مرفوع بعد از فعل متصرّف است مانند : اتى زيد و يا مرفوع بعد از فعل غير متصرّف و جامد مىباشد مثل : نعم الفتى .
سپس شارح مىگويد :
اينكه مصنّف فاعل را منحصر در دو مرفوع مذكور نمود جهتش يكى از دو امر ذيل است :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 707
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠٧