تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
شاهد در « علمت » است كه چون بعدش لام قسم قرار گرفته يعنى « لتأتينّ » از عمل معلّق گرديده . پس از آن مصنّف گويد : استفهام نيز حكم تعليق برايش حتمى و لازم است . شارح گويد : مشار اليه « ذا » در كلام مصنّف « حكم مذكور » يعنى تعليق فعل از عمل مىباشد مشروط باينكه : 6 - استفهام پهلوى فعل قلب قرار گرفته باشد . و در دنباله « له انحتم » مىگويد : اعمّ از آنكه ادات استفهام قبل از مفعول اوّل واقع شده باشند مانند : علمت ازيد قائم ام عمرو ( دانستم كه آيا زيد ايستاده يا عمرو ) . شاهد در « همزه استفهام » بوده كه قبل از مفعول اوّل يعنى « زيد » واقع شده است . يا مفعول نفس اسم استفهام محسوب شود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده : لنعلم اىّ الحزبين احصى ( تا معلوم گردانيم كداميك از آن دو گروه مدّت توقّف در آن غار را بهتر احصا مىكنند ) . شاهد در « نعلم » است كه مفعول اوّلش « اىّ استفهاميّه » بوده و بدين ترتيب از عمل تعليق شده است و يا احيانا مفعول بكلمه‌اى كه در آن معناى استفهام است اضافه شده باشد مانند : علمت ابو من زيد ( دانستم پدر كيست زيد ) . شاهد در « علمت » است كه چون مفعول اوّلش يعنى « ابو » به من استفهاميّه اضافه شده از عمل تعليق شده است ، حال اگر استفهام در مفعول دوّم بود يعنى مفعول دوّم بكلمه‌اى كه داراى معناى استفهام است اضافه شده باشد ، نظير :