قلبى متقدّم برمفعولين از عمل الغاء شده است ، مانند آنچه در كلام شاعر آمده :
كذلك ادّبت حتّى صار من خلقي * انّى رأيت ملاك الشّيمة الادب
يعنى : مانند آن ادب شدم تا اينكه ادب از طبيعت و عادت من گرديد ، بدرستيكه دانستم مناط و ملاك طبيعت و خلق ادب مىباشد .
شاهد در « رأيت » است كه بواسطه تقدير « لام » برسر مفعولش يعنى « ملاك » از عمل تعليق شده .
بنابراين تقدير آن : انّى رأيت لملاك مىباشد ، پس لام حذف شده و تعليق باقى مانده است .
تعليق و موارد آن
مصنّف گويد :
تعليق را قبل از ماء و ان و لاء نافيه لازم بدان .
شارح گويد :
غير از « هب » بقيّه افعال قلوب در چند مورد لازم است از عمل تعليق شوند :
1 - آنكه قبل از ماء نافيه قرار گيرند زيرا كلمه « ما » داراى صدارت است از اينرو ممتنع است ماقبلش در مابعد آن عمل نمايد و همچنين است بقيّه معلّقات مانند :
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون ( تو ميدانى كه اين بتان سخن نمىگويند ) .
شاهد در « علمت » است كه قبل از « ماء نافيه » قرار گرفته و از عمل در دو مفعولش كه « هولاء » و « ينطقون » باشد تعليق شده است .
2 - آنكه پيش از « ان نافيه » واقع شوند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و تظنّون ان لبثتم الّا قليلا ( گمان مىكنيد كه درنگ نمىنمائيد مگر اندكى ) .