شاهد در « تظنّون » است كه قبل از « ان نافيه » واقع شده و از عمل در دو مفعول تعليق شده است .
3 - آنكه بعد از آنها لاء نافيه واقع شود همچون :
علمت لا زيد عندك و لا عمرو ( دانستم كه نه زيد نزد تو بوده و نه عمرو ) .
شاهد در « علمت » است كه چون بعدش « لاء نافيه » قرار گرفته از عمل در دو مفعولش يعنى « زيد » و « عندك » معلّق شده است .
تبصره
ابن هشام نحوى در « ان » و « لا » شرط كرده است كه بايد پيش از آنها قسم قرار گرفته باشد اعمّ از آنكه در لفظ بوده يا مقدّر باشد و در غير اين صورت مجرّد آمدن ايندو حرف پس از افعال قلوب باعث تعليق آنها نيست .
سپس مصنّف گويد :
لام ابتداء يا لام قسم نيز همچون ادات نافيه باعث تعليق مىباشن .
شارح گويد :
4 - لام ابتداء نيز همچون ادات نفى مىاشد اعمّ از آنكه ظاهر بوده همچون :
علمت لزيد منطلق ( دانستم هرآينه زيد رها است ) .
شاهد در « علمت » است كه بعد از آن لام ابتداء در كلام ذكر شده و بدينوسيله از عمل در دو مفعول يعنى « زيد » و « منطلق » معلّق گشته است .
يا مقدّر باشد چنانچه مثالش قبلا گذشت .
5 - لام قسم نيز موجب تعليق افعال قلوب است مانند آنچه در قول لبيد بن ربيعه عامرى آمده :
و لقد علمت لتأتينّ منيّتى * انّ المنايا لا تطيش سهامها
يعنى : هرآينه دانستم كه البتّه البتّه مرگ من مىآيد ، بدرستيكه مرگها تيرهايشان بخطاء نميرود .