تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
4 - در ملابس خبر ضميرى بوده كه به ملابس اسم برمىگردد مانند : كان ضارب هند اخاها . شاهد در ضمير « اخاها » است كه ملابس خبر بوده و به « هند » كه ملابس اسم كان است برمىگردد . پس از آن شارح گويد : و گاهى تقديم خبر براسم اين افعال واجب و لازم مىباشد و آن در موردى است كه اسم به ضميرى اضافه شده كه به ملابس خبر عود مىكند . مؤلّف گويد : در اينجا نيز عبارت مرحوم ابو طالب بهتر مىباشد ، ايشان مىفرماين : وجه وجوب ، لزوم اضمار قبل الذّكر بوده كه در اينمورد لفظا و رتبة لازم مىآيد و آن جايز نيست . و موارد لزوم اين محذور بشرح زير مىباشد : 1 - آنكه در ملابس اسم ضميرى بوده كه به خبر راجع باشد مانند : كان اخا احد صاحبه . شاهد در « اخا » بوده كه خبر « كان » مىباشد و براسمش يعنى « احد صاحبه » مقدّم گرديده زيرا در ملابس اسم يعنى « صاحبه » ضميرى است كه به نفس خبر برمىگردد . 2 - آنكه در نفس اسم ضميرى باشد كه بملابس خبر برگردد مانند : كان فى الدّار صاحبها . شاهد در « فى الدّار » است كه ظرف و متعلّق باستقرّ است و بر « صاحبها » كه اسم كان بوده مقدّم شده زيرا به اسم ضميرى متّصل است كه بملابس خبر يعنى « الدّار » راجع است چه آنكه نفس خبر همان استقرّ محذوف مىباشد . 3 - در ملابس اسم ضميرى باشد كه بملابس خبر برگردد مانند : كان اخا احد محب لغلامه .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 499 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى