تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
يكى از فصحاء عرب است خبر « دام » براسمش مقدّم گرديده :
لا طيب للعيش ما دامت منغّصة * لذّاته بادّكار الموت و الهرم
يعنى : تا ما دامى كه لذّات زندگانى بواسطه ياد آمدن مرگ و تلخى آن و نيز مجسّم شدن پيرى و ناتوانى تيره و تار است ابدا براى چنين زندگى خوشى وجود ندارد . شاهد در « منغّصة » است كه خبر براى « ما دامت » بوده و در عين حال براسمش كه « لذاته » است مقدّم گرديده . برخى ديگر از ادباء از توسّط خبر در خصوص « ليس » منع كرده و گفته‌اند : خبر « ليس » براسمش مقدّم نمىگردد . ولى اينكلام نيز بقول سمئول بن حنان مردود است زيرا وى نيز كه از فصحاء به حساب مىآيد در بيتى از قصيده‌اى كه سروده خبر « ليس » را براسمش مقدّم داشته ، وى ميگويد :
سلى ان جهلت النّاس عنّا و عنهم * فليسى سواء عالم و جهول
يعنى : اگر از حال ما و مردم بىاطّلاع هستى براى آگاهى به آن سئوال نما چه آنكه دانا و جاهل با هم در يك رتبه نميباشند . شاهد در كلمه « سواء » است كه خبر براى « ليس » بوده و براسم يعنى « عالم » مقدّم گرديده . شارح گويد : يكى ديگر از احكام اين افعال آنست كه در چند مورد تقديم خبر براسم جايز نيست و موارد مزبور عبارتند از : الف : آنكه اسم و خبر به نحوى بوده كه بحسب ظاهر از يكديگر ممتاز و مشخّص نبوده و از اشتباه هريك به ديگرى خوف در بين باشد كه در اينفرض طبق قاعده و اصل اوّلى بايد عمل نمود يعنى اوّلى را اسم و دوّمى را بايد خبر قرار داد مانند : ليس هذا عيسى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 497 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى