تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
در اينمثال چون بحسب ظاهر هيچكدام اعراب واضح و روشنى ندارند تا بدينوسيله اسم از خبر مشخّص گردد و از طرفى در معنا نيز قرينه‌اى كه دلالت برامتياز هريك از ديگرى كند در بين نيست از اينرو « هذا » را واجب است اسم و « عيسى » را خبر قرار دهيم . ب : اگر خبر محصور به « الّا » واقع شود مانند : ما كان محمّد الّا رسولا ج : در موردى كه خبر بضميرى اضافه شده كه مرجع آن ملابس اسم باشد . مؤلّف گويد : بهتر بود همانطوريكه مرحوم ابو طالب در حاشيه فرموده شارح نيز عبارت را آنطور مىآورد و آن اينستكه بگوئيم : يكى از موارد امتناع تقديم خبر براسم آنست كه از تقديمش اضمار قبل از ذكر لازم آيد و آن در چهار مورد مىباشد : 1 - آنكه در خبر ضميرى باشد كه به نفس اسم رجوع كند مانند : كان زيد ضاربا . شاهد در « ضاربا » است كه مشتمل برضميرى است كه به « زيد » رجوع مىكند لذا اگر آن را براسم مقدّم كنيم اضمار قبل از ذكر لازم مىآيد و آن بملاحظه عود ضمير برمتأخّر جايز نيست . 2 - در متعلّق و ملابس خبر ضميرى باشد كه باسم برگردد مانند : كان زيد صاحب غلامه . شاهد در « صاحب غلامه » بوده كه ضمير در « غلامه » به « زيد » برمىگردد لذا تقديمش برآن جايز نيست . 3 - در خبر ضميرى باشد كه بملابس و متعلّق اسم راجع باشد مانند : كان اخوهند محبّها . شاهد در « محبّها » است كه خبر بوده و ضمير مجرورى در آن به ملابس اسم « كان » كه « هند » باشد راجع است .