در اينمثال چون بحسب ظاهر هيچكدام اعراب واضح و روشنى ندارند تا بدينوسيله اسم از خبر مشخّص گردد و از طرفى در معنا نيز قرينهاى كه دلالت برامتياز هريك از ديگرى كند در بين نيست از اينرو « هذا » را واجب است اسم و « عيسى » را خبر قرار دهيم .
ب : اگر خبر محصور به « الّا » واقع شود مانند :
ما كان محمّد الّا رسولا
ج : در موردى كه خبر بضميرى اضافه شده كه مرجع آن ملابس اسم باشد .
مؤلّف گويد :
بهتر بود همانطوريكه مرحوم ابو طالب در حاشيه فرموده شارح نيز عبارت را آنطور مىآورد و آن اينستكه بگوئيم : يكى از موارد امتناع تقديم خبر براسم آنست كه از تقديمش اضمار قبل از ذكر لازم آيد و آن در چهار مورد مىباشد :
1 - آنكه در خبر ضميرى باشد كه به نفس اسم رجوع كند مانند :
كان زيد ضاربا .
شاهد در « ضاربا » است كه مشتمل برضميرى است كه به « زيد »
رجوع مىكند لذا اگر آن را براسم مقدّم كنيم اضمار قبل از ذكر لازم مىآيد و آن بملاحظه عود ضمير برمتأخّر جايز نيست .
2 - در متعلّق و ملابس خبر ضميرى باشد كه باسم برگردد مانند :
كان زيد صاحب غلامه .
شاهد در « صاحب غلامه » بوده كه ضمير در « غلامه » به « زيد » برمىگردد لذا تقديمش برآن جايز نيست .
3 - در خبر ضميرى باشد كه بملابس و متعلّق اسم راجع باشد مانند :
كان اخوهند محبّها .
شاهد در « محبّها » است كه خبر بوده و ضمير مجرورى در آن به ملابس اسم « كان » كه « هند » باشد راجع است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 498
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩٨