هو ابطاله لفظا و محلّا ( ما من قبل هب ) من الافعال المتقدّمة بخلاف هب و ما بعده ( و الامر هب قد الزما ) ، فلا يتصرّف .
ترجمه و شرح :
تعليق و الغاء در افعال قلوب
مصنّف گويد :
بتعليق و الغاء اختصاص داده شده افعالى كه قبل از « هب » قرار گرفتهاند .
شارح گويد :
تعليق عبارتست از ابطال عمل لفظا فقط نه محلّا ولى الغاء عبارتست از ابطال عمل لفظا و محلّا .
و حاصل آنكه : افعال قبل از « هب » يعنى :
رأى و خال و علمت و وجد و ظنّ و حسبت و زعمت و عدّ و حجى و درى و جعل به معناى اعتقد امتياز و اختصاصشان اينستكه تعليق و الغاء در آنها جارى بوده و در افعال ديگر يعنى هب و آنچه بعد از آن مىباشد نمىآيند .
سپس مصنّف گويد :
در فعل « هب » تنها صيغه امر استعمال مىشود ، بنابراين تصرّفى در آن نبوده و افعال دگر از آن استعمال نميشوند .
متن : « 210 »
كذ تعلّم و لغير الماضى من * سواهما اجعل كلّ ما له زكن
تجزيه و تركيب
كاف : حرف جارّ .
ذا : اسم اشاره و مشار اليهش « هب » و افعال بعد آن مىباشد ، مجرور به كاف ، متعلّق به استقرّ ، خبر مقدّم .