13 - تعلّم در صورتى كه به معناى اعلم بوده مانند آنچه در قول زيّان بن سيّار آمده :
تعلّم شفاء النّفس قهر عدوّها * فبالغ بلطف فى التّحيّل و المكر
يعنى : بدانكه شفاء يافتن نفس عبارتست از مقهور و هلاك شدن دشمنانش پس سعى بليغ كن با نرمى و لطف در حيله و مكر با دشمنان خود .
شاهد در « تعلّم » است كه ضمير مستتر در آن فاعلش بوده و « شفاء » مفعول اوّل و « قهر » مفعول دوّمش مىباشد .
نه تعلّم كه امر است از باب تفعّل يعنى از تعلم مشتقّ مىباشد .
مصنّف گويد :
و نيز نصب بده مبتداء و خبر را بواسطه افعالى كه همچون صيّر مىباشند .
شارح گويد :
14 - افعالى كه مانند صيّر هستند و آنها عبارتند از :
صار ، جعل ( نه جعل به معناى اعتقد يا خلق ) ، وهب ، ردّ ، ترك ، تخذ و اتّخذ .
سپس در ذيل « ايضا بها انصب مبتدا و خبرا » مىگويد :
مانند : فجعلناه هباءا منثورا .
( پس قرار داديم آن را باطل و بيهوده ) .
شاهد در « جعلنا » است كه ضمير متكلّم مع الغير فاعلش بوده و ضمير منصوبى مفعول اوّل و « هباء » مفعول دوّمش مىباشد .
و مانند : وهبنى اللّه فداك ( خداوند مرا قربانى تو قرار دهد ) .
شاهد در « وهب » است كه « اللّه » فاعلش بوده و ( ياء ) مفعول اوّل و « فداك » مفعول دوّمش مىباشد .
و مثل آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
ودّ كثير من اهل الكتاب لو يردّونكم من بعد ايمانكم كفّارا حسدا .