تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
يا به معناى « علمت » مانند آنچه در قول نبيذ بن ربيعه عامرى آمده :
حسبت التّقى و الجود خير تجارة * رباحا اذا ما المرء اصبح ثاقلا
يعنى : دانستم كه پرهيزكارى و بخشش از حيث نفع بردن بهترين تجارت است هرگاه مرد صبح كرده و سنگين شده باشد مثل جماد . شاهد در « حسبت » است كه به معناى « علمت » بوده و ضمير متكلّم فاعلش بوده و « التّقى » مفعول اول آن و خير تجارة ، مفعول دوّم آنست و كلمه « الجود » معطوف است به مفعول اوّل . نه « حسبت » كه به معناى « صرت احسب » يعنى ذا شقرة ( سرخ و سفيد گشت ) باشد چه آنكه در اين صورت از افعال قلوب به حساب نمىآيد . 7 - زعمت به معناى ظننت مانند آنچه در قول ابو ذويب هذلى آمده :
فان تزعمينى كنت اجهل فيكم * فانّى شريت الحلم بعدك بالجهل
يعنى : پس اگر گمان مىكنى مرا نادان‌ترين در ميانتان ، پس همانا من خريده‌ام عقل و حوصله را پس از جدائى تو بثمن جهل و نادانى . شاهد در « تزعمينى » است كه ضمير مخاطب فاعل آن بوده و ( ياء ) مفعول اوّلش و جمله « كنت اجهل فيكم ) مفعول دوّمش مىباشد . نه زعمت به معناى كفلت ( به عهده گرفتم ) يا سمنت ( چاق شدم ) و يا هزلت ( لاغر گرديدم ) چه آنكه در صورتى كه به اين معانى باشد از افعال قلوب محسوب نمىشود . 8 - عدّ به معناى ظنّ مانند آنچه در قول نعمان بن بشير انصارى آمده :
و لا تعدد المولى شريكك فى الغنى * و لكنّما المولى شريكك فى العدم
يعنى : پس گمان مكن يار و شريك را شريك خود در وقت بىنيازى لكن شريك و يار تو كسى است كه شريكت باشد در حال فقر و تنگدستى . شاهد در « لا تعدد » است كه ضمير مستتر فاعل آن بوده و « المولى » مفعول اوّل و « شريكك » مفعول دوّمش مىباشد . نه « عدّ » كه از « العدّ » به معناى حساب مشتقّ مىباشد .