در هردو مفعول اوّل و بعيدا و قريبا مفعول دوّم مىباشد .
امّا « رأى » كه به معناى « اصاب الرّيه » يا رؤيت چشم و يا رأى و اعتقاد است از مورد بحث خارج بوده و امتياز مذكور را ندارند يعنى دو مفعول را نصب نمىدهند .
2 - خال ، اينكلمه ماضى است براى « يخال » به معناى ظنّ مانند آنچه در كلام شاعر آمده :
ضعيف النّكاية اعدائه * يخال الفرار يراخى الاجل
يعنى : آنمرد از جنگ كردن با دشمنانش ناتوان است ، خيال مىكند كه گريختن مرگ را به عقب مىاندازد ، شاهد در « يخال » است كه فعل مضارع براى « خال » بوده و كلمه « الفرار » مفعول اوّلش بوده و جمله « يراخى الاجل » مفعول دوّمش مىباشد .
يا به معناى علم مىباشد مانند آنچه در قول نمر بن تولب وارد شده :
دعانى الغواني عمّهن و خلتنى * لى اسم فلا ادعى به و هو اوّل
يعنى : خواندند مرا زنان صاحب جمال ، عموى ايشان و در نفس خود اطمينان و يقين دارم كه براى من اسمى است پس خوانده نميشوم به آن و حال آنكه آن اوّل اسم من مىباشد .
شاهد در « خلتنى » است به معناى « علمتنى » كه ضمير متكلّم فاعل آن بوده و « ياء » مفعول اوّلش و جمله « لى اسم » مفعول دوّمش مىباشد .
گفته شد « خال » كه مضارعش « يخال » است از افعال قلوب مىباشد نه آنچه مضارعش « يخول » به معناى يتعهّد ( به عهده مىگيرد ) يا يتكبّر ( كبر مىورزد ) مىباشد .
3 - علمت به معناى تيقّنت مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فان علمتموهنّ مؤمنات ( اگر يقين پيدا كرديد كه اين زنان مؤمنات هستند ) .
نه علم كه به معناى عرفت ( شناختم ) يا صرف اعلم ( گرديدم برتر و