و پس از آن مىگويد :
و چون افعال قلوب بسيار بوده و اينطور نيست كه تمام آنها عمل مزبور را بنمايند و از طرف ديگر از عبارت مصنّف اينطور استفاده مىشود كه تمامشان صاحب عمل يادشده هستند زيرا در عبارت آمده :
انصب بفعل القلب الخ و در محلّش مقرّر است كه مفرد مضاف افاده عموم مىكند يعنى طبق اين گفتار معناى عبارت اينستكه : نصب بده به تمام افعال قلوب . . . . . . . از اينرو مصنّف براى ظهور مراد و توضيح مقصود منظورش را از عبارت چنين بيان مىكند :
مقصودم از افعال قلوب تمام آنها نبوده بلكه رأى و خال و علمت و وجد مىباشد .
شارح مىگويد :
قصد مصنّف از فعل قلبى كه اين عمل ( نصب بمبتداء و خبر ) را مىنمايد افعال ذيل مىباشد :
1 - رأى ، زمانيكه يا به معناى علم بوده مانند آنچه در قول خداش بن زهير :
رأيت اللّه اكبر كلّ شيئ * محاولة و اكثرهم جنودا
يعنى : دانستم كه خداوند متعال از هرچيزى بزرگتر است از حيث طاقت و قدرت و پى بردم كه او از حيث لشگر از اينجماعت بيشتر است .
شاهد در « رأيت » است كه ضمير متكلّم فاعل آن بوده و « اللّه » مفعول اوّل و « اكبر » مفعول دوّمش مىباشد .
و يا به معناى ظنّ باشد مانند فرموده حقتعالى :
انّهم يرونه بعيدا و نريه قريبا ( بدرستيكه ايشان او را دور و ما او را نزديك مىبينيم ) .
شاهد در « يرونه » و « نريه » مىباشد چه آنكه ضمير جمع فاعلى در « يرونه » و ضمير متكلّم مع الغير در « نريه » فاعل بوده و ضمير متّصل منصوبى