صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده :
لا احد اغير من اللّه عزّ و جل ( احدى غيرتمندتر از خداوند عزّ و جلّ نيست ) .
در اينمثال اگر خبر يعنى « اغير » حذف شود مراد و مقصود معلوم نميباشد از اينرو حذفش جايز نيست .
مصنّف در شرح كافيه مىگويد :
زمخشرى و غير او پنداشتهاند كه بنى تميم خبر « لا » را مطلقا واجب الحذف مىدانند چه در صورت حذف مراد معلوم بوده و چه معلوم نباشد در حالى كه اين نسبت بايشان صحيح نيست زيرا حذف خبرى كه هيچ دليلى برآن نبوده لازمهاش آنست كه تفوّه به آن كلام از فايده خالى باشد و پرواضح است كه عرب اتّفاق و اجماع دارند برترك تكلّم به چيزى كه فايدهاى برآن مترتّب نيست .
سپسى شارح گويد :
و گاهى اسم « لا » حذف مىشود چون معلوم مىباشد يعنى قرينهاى در بين است كه بواسطهاش مىتوان اسم « لا » را معلوم ساخت چنانچه مصنّف در كتاب كافيه نيز آن را متعرّض شده مانند قول اهل لسان :
لا عليك يعنى لا بأس عليك ( هيچ بأس و ايرادى برتو نيست ) .
شاهد در « بأس » است كه اسم « لا » بوده و چون قرينه برتعيين آن وجود دارد حذف گرديده .
قوله : لا ضير : آيه ( 50 ) از سوره شعراء .
قوله : لم يجب الحذف : يعنى لم يثبت الحذف .
قوله : و غيره : يعنى غير زمخشرى .
قوله : يحذفون خبر لا مطلقا : چه مراد معلوم بوده و چه معلوم نباشد .
قوله : و ليس بصحيح : ضمير در « ليس » به زعم الزّمخشرى راجع است .
قوله : لانّ حذف خبر لا دليل عليه : جمله « لا دليل عليه » صفت است براى « خبر » و ضمير در « عليه » به خبر برمىگردد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 648
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٤٨