تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
شاهد در « اب » است كه به رفع قرائت شده . و وجه مرفوع خواندن اسم دوّمى آنست كه « لاء دوّمى » عمل ليس را انجام داده يا زائده فرضش مىكنيم و سپس مدخول آن را برمحلّ « لاء اوّلى » با اسمش عطف مىنمائيم چه آنكه محلّ ايندو بنابر ابتدائيّت مرفوع است . و مثال آن جائى كه دوّمى منصوب باشد مانند قول ابن عبّاس بن مرداس سلمى :
لا نسب اليوم و لا خلّة * اتّسع الخرق على الرّاقع
يعنى : در امروز هيچ خويشاوندى و دوستى وجود ندارد ، گشاده شده پاره‌گى برپينه‌دوز . شاهد در « خلّة » است كه بنصب خوانده شده . و وجه منصوب خواندن آن اينستكه « لاء » دوّمى زائده بوده و اسم بعدش برمحلّ اسم قبلى عطف شده چه آنكه محلّ آن منصوب است . زمخشرى مىگويد « خلّة » در بيت بواسطه فعل مقدّر منصوب است و تقدير آن « و لا ترى خلّة » بوده چنانچه در قول اعرابى نيز چنين آمده :
الا رجلا جزاه اللّه خيرا * يدلّ على محصّلة تبيت
يعنى : آيا نشان نمىدهيد به من مردى را كه خداوند به او پاداش نيك عطاء فرمايد بابت راهنمائى نمودنش مرا برزن نرم‌اندامى كه شب را بروز آورد . . . . . . شاهد در « رجلا » است ك بفعل مقدّر منصوب شده . بنابراين بيت مذكور يعنى قول ابن عبّاسى مورد شاهد نبوده و اسم بعد از « لاء » معمول آن نمىباشد . و مثال آن جائى كه اسم با « لاء » مركّب شده و مبنى برفتح گرديده « لا حول و لا قوّة الّا باللّه » مىباشد بنابر اينكه « لاء دوّمى » را عمل دهيم . سپس مصنّف مىگويد : و اگر اوّلى را رفع داده و « لاء » داخل برآن را ملغا قرار دادى مبادا