و اسم « كان » ثابت نيز روايت شده .
چنانچه در قول شاعر يعنى باعث بن صريم البكرى چنين آمده :
و يوما توافينا بوجه مقسّم * كان ظبية تعطوا الى وارق السّلم
يعنى : و ياد مىكنيم آن روزى را كه در آن همسر من مواجه ما مىشد با روى گشاده همچون آهوئى كه ميل كند به طرف درخت سلم برگدار .
شاهد در « ظبية » بوده كه اسم « كان » مىباشد و مفرد آورده شده است .
البتّه بيت مذكور در صورتى شاهد ما مىباشد كه « ظبية » را منصوب خوانده تا اسم « كان » بوده و تعطوا خبرش باشد ولى اين بيت را به رفع ظبية نيز روايت كرده تا خبر « كان » محسوب شود كه در اينفرض خبر مفرد بوده و اسمش ضميرى است مستتر كه به همسر شاعر راجع است .
تتمّه كلام در حروف مشبهة بالفعل
شارح گويد :
لعلّ هيچگاه مخفّف نمىشود امّا « لكن » گاهى مخفّف و زمانى با تشديد استعمال مىگردد حال بايد توجّه داشت :
اگر مخفّف آورده شد اصلا عمل نمىكند بلكه در اينحال حرف عطف مىباشد ولى يونس و اخفش اجازه دادهاند كه « لكن » در صورت تخفيف عمل كند و اعمالش را در اينحال قياسى تلقّى كردهاند حتّى از يونس نقل شده كه اعمال قياسى لكن را از عرب حكايت نموده است .
قوله : اى قدّر منصوبها و لم يبطل عملها : ضمائر مؤنّث به « كان » راجع است .
قوله : لما ذكر : يعنى « كان » به فعل از « انّ » مكسوره اشبه است .
قوله : فى انّ خبرها يجيئ جملة : ضمير در « خبرها » به كانّ راجع است .
قوله : كان لم تغن بالامس : آيه ( 24 ) از سوره يونس .