« نكت » نهاده اينطور تعبير نموده است .
و وجه بهتر بودن تعبير مزبور آنست كه « لاء مشبهة بليس » نيز گاهى براى نفى جنس مىآيد كه با كمك قرينه بين اراده نفى جنسى و غيرش بايد فرق گذارد لاجرم اگر به عبارت « لاء نفى جنس » تعبير كنيم ايندو با هم اشتباه مىشوند بخلاف اينكه بگوئيم لاء محمول بر « انّ » كه اين محذور وجود ندارد .
وجه عمل لاء نفى جنس
سرّ اينكه لاء نفى جنس عمل نموده و باسم نصب و به خبر رفع مىدهد آنست كه :
وقتى بواسطه اينكلمه قصد شد كه برسبيل استغراق نفى تعلّق بمدخولش بگيرد اختصاص باسم پيدا كرده و برغير آن داخل نمىشود و اين بيان سرّ دخولش براسم بوده همانطوريكه « انّ » و اخوات آن نيز چنين مىباشند .
و امّا اينكه چطور اينحرف عمل نصب نموده و ما بعدش را مجرور نبايد خواند ، وجهش اينستكه اگر بما بعدش جرّ دهد چنين توهّم مىشود كه جرّ بواسطه « من » مقدّره مىباشد چه آنكه « من » بعد از « لاء » در برخى اوقات و در پارهاى از كلمات ظاهر ميگردد چنانچه در قول شاعر ظاهر گشته :
فقام يذور النّاس عنها بسيفه * و قال الا لا من سبيل الى هند
يعنى : آنمرد بپاى خاست در حالى كه مردم را بواسطه شمشيرش از آن محبوبه بازمىداشت و ميگفت آگاه باشيد كه بجانب هند راهى نداريد .
شاهد در « من » است كه بين « لا » و « سبيل » ظاهر گشته .
و نيز ما بعد « لاء » را نبايد رفع داد تا گمان نشود كه كلمه بعدش مبتداء است لذا وقتى عمل جرّ و رفع منتفى شد نصب متعيّن مىگردد و لذا مصنّف مىگويد :
عمل « انّ » را براى « لا » قرار بده .