وارد شده و با قطع نظر از مجرّد تبعيّت بايد بگوئيم اجود و اولى اينست كه در تحقق محارب برهنه نمودن سلاح معتبر نيست و به عبارت ديگر وجود سلاح هيچ نقشى ندارد از اينرو اگر بر مجرّد بدست گرفتن سنگ و عصا بلكه اظهار قدرت نظير گره كردن مشت اكتفاء كند محارب محسوب مىشود چه آنكه عموم آيه شريفه شاملش مىگردد .
و بهرتقدير اطلاق كلام مصنف همچون عبارت ديگر فقهاء شامل صغير و كبير مىگردد همانطورى كه اطلاق و عموم ادلّه نيز شامل آنها مىشود .
ولى در صغير مىتوان اشكال كرد زيرا چگونه مىتوان گفت بر صغير محارب صدق مىكند و حال آنكه در چنين صورتى بايد وى را مورد اجراء حدّ قرار داد و بالبديهة صغير را حدّ نمىزنند چون يكى از شرائط اجراء حدّ بلوغ و تكليف مىباشد خصوصا اگر حدّ قتل باشد .
مرحوم ابن جنيد اسكافى بالصّراحه بلوغ را در محارب شرط كرده و مصنف عليه الرحمه نيز در كتاب شرح ارشاد آن را ترجيه داده و از نظر ما نيز اين شرط پسنديده و نيكو مىباشد .
قوله : تجريد السّلاح : مثلا شمشيرش را از غلاف بيرون آورده و در فضا چرخش دهد .
قوله : من اهل الرّيبة ام لا : مقصود از هل الرّيبه كسى باشد كه بملاحظه ماجراجو بودن و فتنهانگيز بودنش از طرف مردم مورد اتهام باشد .
قوله : لعموم الآية : مقصود آيه 33 از سوره مائده استكه مىفرمايد :
انّما جزاء الّذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فسادا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 205
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٥