و اگر در جهت انتساب بميّت با هم اختلاف داشته باشند مثل اينكه از ميّت زوج و دائى مادرى و دائى پدرى و مادرى يا پدرى باقى مانده باشد لازم است اوّل نصيب زوج را كه نصف است داده و پس از آن به دائى مادرى طبق آنچه مرحوم مصنف در كتاب دروس از ظاهر كلمات اصحاب نقل فرموده سدس اصل را بدهند همانطورى كه اگر زوج در بين نمىبود اين مبلغ را به اقرباى مادرى ميدادند چه آنكه زوج هرگز مزاحم اقرباى امّى نشده و نمىتواند سهم و نصيب ايشان را كاهش بدهد چنانچه مصنف عليه الرحمه در عبارتى كه بعدا از ايشان نقل و شرح داده مىشود به همين معنا در اينجا اشاره نمودهاند .
قوله : فلكل منهما نصيبه الاعلى : ضمير در [ منهما ] به زوجين راجع است .
قوله : كذلك : يعنى همانطورى كه در فرض و صورت قبلى گذشت .
قوله : او الاخوال كذلك : يعنى من الاب او من الام .
قوله : و لو اختلفت : ضمير فاعلى به جهت انتساب راجعست .
قوله : كما نقله المصنف فى الدّروس : ضمير مفعولى در [ نقله ] بسدس اصل راجعست يعنى مرحوم مصنف از ظاهر كلام اصحاب نقل نموده كه ايشان معتقدند به خال مادرى سدس اصل بايد داده شود نه سدس باقى .
مؤلف گويد :
براى اينكه خوانندهگان اطمينان داشته باشند كه ضمير منصوبى در [ نقله ] به سدس اصل راجع است مناسب و صلاح ديديم شطرى از عبارت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 92
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٢