اعلى مىگردد چنانچه صرفا برادر ميّت است كه از ميراث بردن برادرزاده ممانعت مىكند و همچنين برادرزاده مانع از فرزند برادرزاده ميگردد و به همين ترتيب .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه برادر مانع از ارث بردن جدّ اعلى نبوده همان طورى كه جدّ نزديك از ميراث بردن برادرزاده ممانعت نميكند بلكه صرفا اين ممانعت و جلوگيرى از ارث بواسطه جدّ نزديك و برادر صورت مىگيرد به اين معنا كه جدّ نزديك و همچنين جدّه اگر چه امّى بوده از ميراث بردن جدّ اعلى جلوگيرى مىكنند ولو جدّ اعلى پدرى باشد و ابدا اخوه و اولاد آنها مانع از ارث جدّ نمىگردند اعمّ از آنكه اخوه و اولاد آنها ابوينى بوده يا ابى و يا امّى باشند و بعبارت ديگر هر طبقهاى از اجداد مانع از جدّ فوق خود مىشود و اين قابليّت و هنر در اخوه نيست كه از اجداد منع ارث نمايند .
و همچنين برادر ولو مادرى باشد و نيز خواهر تنها مانع از ارث برادرزاده مىشوند اگر چه برادرزاده ابوينى باشد چه آنكه برادر و برادرزاده در يك جهت واقعند و قاعدتا اقرب در آن جهت مانع از ابعد مىگردد چنانچه فرزند برادر بطور مطلق و بدون هيچ قيد و شرطى از فرزند و فرزند برادر ممانعت مىكند و به همين قياس و قاعده وقتى ورّاث در يك جهت قرار داشتند آنكس كه از نظر مرتبه اقرب است ولو امّى باشد از ابعد اگر چه ابوينى فرض گردد مانع مىشود .
البته در اين حكم مرحوم فضل بن شاذان كه از قدماى اصحاب است مخالفت نموده و فرموده است :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 38
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨