هركدام از ورثه و عدد رؤسشان وفق وجود ندارد و اعداد رؤس با هم متباين هستند از اينرو هركدام از عدد را كه بخواهيم در ديگرى ضرب كرده سپس حاصلضرب را در اعداد باقى مانده ضرب مىنمائيم و پس از آن عدد بدست آمده را بايد در اصل فريضه يعنى ( 12 ) ضرب كنيم از اينرو در مثال مزبور عدد زوجه يعنى ( 2 ) را در عدد اخوه مادرى كه ( 5 ) است ضرب كرده و حاصلضرب يعنى عدد ( 10 ) را در عدد اخوه پدرى كه ( 7 ) باشد ضرب مىكنيم سپس حاصلضرب يعنى عدد ( 70 ) را در ( 12 ) ضرب مىنمائيم عدد ( 840 ) بدست مىآيد .
پس هركسى كه برايش سهمى از اصل فريضه يعنى ( 12 ) بود اكنون آن را هفتاد برابر دريافت مىنمايد لذا همسران ميّت سه سهم كه ربع ( 12 ) بود مىگرفتند اكنون ( 210 ) سهم از آن ايشان است و اخوه مادرى چهار سهم داشتند حالا ( 280 ) سهم دارند و به اقرباى پدرى پنج سهم تعلّق داشت كه بالفعل ( 350 ) سهم مىگيرند و مجموع اين اعداد سهگانه ( 840 ) مىگردد
تذكر
لازم بتذكّر است در اين فرض و امثال آن نبايد بين مضروب مخارج يعنى حواصل ضروب و عدد اصل مسئله ملاحظه توافق يا عدم آن را نمود مثلا در مثال مذكور پس از آنكه عدد زوجه يعنى ( 2 ) را در رؤس اخوه مادرى كه ( 5 ) است ضرب نموديم عدد ( 10 ) بدست آمد حال نبايد بگوئيم بين اين عدد و عدد اصل فريضه يعنى ( 12 ) در نصف توافق است پس يكى از آن دو را به نصف ردّ مىكنيم .
چنانچه بين هفتاد و ( 12 ) نيز كه هردو به عدد ( 2 ) قابل قسمت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 331
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣١