ثلثبر با هم اجتماع كردهاند و مخرج ايندو كسر يعنى ( 2 / 1 ) و ( 3 / 1 ) شش مىباشد كه از ضرب دو يعنى مخرج نصف در سه كه مخرج ثلث است حاصل مىگردد چه آنكه دو عدد ( 2 ) و ( 3 ) با هم متباين بوده و قاعده متباينين آن است كه آنها را در هم بايد ضرب كرد و بهر تقديم از عدد شش نصف آنكه سه سهم است به زوج داده مىشود و به اخوه مادرى ثلث اصل يعنى دو سهم و چون عدد ايشان پنج تا است تقسيم دو بر پنج مستلزم كسر است و از طرفى بين عدد نصيب يعنى ( 2 ) و عدد رؤس كه ( 5 ) باشد وفق وجود ندارد بلكه ايندو و نيز متباين مىباشند و به اخوه پدرى سهمى كه باقيمانده يعنى ( يك سهم ) را مىدهند و آن نيز در وقت تقسيم مستلزم كسر است زيرا تعدادشان هفت بوده و بديهيست تقسيم يك سهم بر هفت نفر موجب كسر مىباشد و بين عدد هفت و يك نيز وفق وجود ندارد بنابراين حكم اينست كه :
بين عدد رؤس فريقين يعنى ( 7 ) و ( 5 ) بايد ملاحظه نمود كه كدام يك از نسب اربعه مىباشد ملاحظه مىشود كه با هم تباين دارند زيرا هيچ عددى بهردو قابل قسمت نيست مگر عدد واحد و دليل ديگر بر متباين بودن ايندو با هم اينست كه وقتى عدد اقل يعنى ( 5 ) را از اكثر كه ( 7 ) است بكاهيم عدد ( 2 ) باقى مانده و سپس بعد از اسقاط ( 2 ) از پنج دو مرتبه عدد يك باقى مىماند .
قوله : فاصلها ستة : يعنى اصل مسئله اجتماع زوج و خمسد اخود لام و سبعة لاب .
قوله : لانّ فيها نصفا و ثلثا : ضمير در [ فيها ] به مسئله مذكور راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 327
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٧