تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
بيشتر باشد . ب : عدد اقل را وقتى يك مرتبه يا بيشتر از اكثر بكاهيم باقى مانده يك باشد . ج : غير از يك عددى ديگرى آن دو را عدّ نكند يعنى آن دو فقط به يك قابل تقسيم باشند . مانند دو عدد ( 4 ) و ( 5 ) چه آنكه خصوصيات مذكور در ايندو وجود دارد زيرا : اوّلا : از نظر مقدار يكى بيشتر و ديگرى كمتر است . ثانيا : عدد چهار را وقتى يك بار از پنج كسر كنيم باقى مانده يك مىباشد . ثالثا : تنها عددى كه بهردو قابل قسمت بوده و آن دو را فانى مىنمايد عدد يك مىباشد . لازم بتذكّر است هردو عددى كه اين مشخّصات را دارا باشد در اصطلاح رياضى به متباينين معروف بوده اعمّ از آنكه عدد اقل از نصف اكثر بيشتر باشد همچون دو عدد ( 3 ) و ( 5 ) يا اينطور نباشد نظير دو عدد ( 3 ) و ( 7 ) فلذا تمام مشخّصات ياد شده در ( 3 ) و ( 5 ) يا ( 3 ) و ( 7 ) وجود دارد . امّا بين ( 3 ) و ( 5 ) : اختلاف از نظر مقدار كه واضح و روشن است . و امّا خاصيّت دوّم : ابتداء ( 3 ) را از ( 5 ) كسر كرده باقيمانده ( 2 ) مىباشد پس از آن ( 2 ) را از ( 3 ) مىكاهيم باقيمانده ( 1 ) مىباشد . و امّا خاصيّت سوّم : هيچ عددى غير از ( 1 ) هردو را فانى نمىكند مگر عدد ( يك ) .