از مرگش فرض نمائيم چه آنكه ارث بردن عمرو از زيد مقتضى است زيد را ميّت فرّض كرده باشيم حال اگر زيد نيز از مال متعلّق به خودش كه بعمرو منتقل شده ارث ببرد لازمه آن اينست كه وى را پس از انتقال مال از او حىّ و زنده تقدير نمودهايم و اين معنا عادتا مستحيل و ممتنع مىباشد .
مرحوم شارح در مقام انتقاد مىفرماين :
اين ايراد و اشكال تنها در ارث بردن از مال مذكور وجود نداشته بلكه در اصل ارث بردن وارث دوّم مىباشد چه آنكه در مثال مزبور وقتى مال زيد را منتقل به عمرو فرض كرديم معنايش اين است كه او را ميّت قرار دادهايم حال در مرتبه دوّم وقتى عمرو را ميّت فرض نموده و زيد را وارث او دانستيم اشكال فرض حيات بعد از مرگ بقوّت خود باقيست ولو زيد تنها مال عمرو يعنى 10000 تومان را ارث ببرد نه مالى را كه تعلّق به خودش داشته و بعمرو منتقل دانستيم .
ولى از اين انتقاد اينطور جواب داده شده :
ايرادى كه در ارث از مال منتقل شده از زيد به عمرو وجود دارد در ارث مال عمرو و انتقالش به زيد وجود ندارد زيرا در صورت دوّم اگر چه ابتداء زيد را ميّت فرض كرده و مالش كه 20000 تومانست به ارث منتقل به عمرو دانستهايم ولى بعد از اين فرض از آن قطع نظر كرده و گويا چنين فرضى اصلا نكردهايم لذا در فرض ديگر ( فرض دوّم ) عمرو را ميّت و زيد را وارث او قرار داده لذا مال عمرو يعنى 10000 تومان را به زيد منتقل مىكنيم و پرواضح است وقتى فرض دوّم را با قطع نظر از فرض اوّل ملاحظه و در نظر گرفتيم اشكال ياد شده به آن متوجّه نمىشود ولى بخلاف اينكه بخواهيم علاوه بر 10000 تومان مبلغ 20000 تومان را نيز كه قبلا مال
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 275
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٥