نداشته و پس از زمان كوتاهى بميرد .
البتّه تقلّص طبيعى و حركتى كه از قبيل ارتعاش و لرزيدن باشد اعتبارى نداشته و دليل بر حيات مولود نيست چنانچه اگر قسمتى از آن زنده و مقدار ديگرش مرده خارج شود فائدهاى نداشته و آن را نمىتوان حىّ و زنده دانست .
ناگفته نماند كه استهلال و فريادى كه نوزاد ابتداء خروجش مىكشد معتبر نيست زيرا بسا ممكن است لال باشد بلكه مجرّد حركتى كه بر حيات و زنده بودنش دلالت كند كافى است و اينكه در روايت آمده شنيدن صداى حمل و آواز آن شرط است بر تقيّه حمل مىشود .
تبصره
مخفى نماند احتمالاتى كه در حمل عرفا و عادتا امكان دارد و آن به اينست كه از دو قلو بيشتر فرض نگردد ده صورت مىباشد كه از اين ده صورت فرضى كه از حيث نصيب از فروض ديگر بيشتر مىباشد مورديست كه دو مذكّر به دنيا بيايند لذا تا مادامى كه حمل در رحم بوده اگر فرزند ديگر ميّت مطالبه ميراث نمايد سهم دو مذكّر را كنار گذارده و با اينفرض نصيب وارث را اعطاء مىكنند و قبلا در اطراف باقى احكام آن شطرى از كلام آورديم .
قوله : او تحرّك بعد خروجه : ضمير فاعلى در [ تحرّك ] و ضمير مجرورى در [ خروجه ] به حمل راجعست .
قوله : و لا اعتبار بالتقلّص الطّبيعى : مقصود از [ تقلّص ] ارتعاش و لرزيدن مىباشد .
قوله : لو خرج بعضه ميّتا : ضمير در [ بعضه ] بحمل بر ميگردد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 255
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٥