مىآيد و يا اساسا هرچه را كه تناول مىكند به صورت قيئ استفراغ مينمايد يا بجاى قبل و دبر گوشت زائدى در اسفل اعضايش بوده كه فضلات از آن خارج مىشود چنانچه تفاسير مذكور تماما از ارباب فن نقل گرديده است .
و بهر تقدير فاقد الفرج و الذّكر حكمش اين است كه طبق مشهور به واسطه قرعه بايد ارث ببرد به اين معنا كه اگر قرعه مشخص نمود كه وى مذكّر است سهم ذكور را بوى داده و در صورتى كه از طريق آن محرز شد كه وى مؤنث است سهم اناث را به او مىدهند .
البته بر طبق فرموده مشهور شواهد و ادلّهاى از اخبار وجود دارد منجمله :
صحيحه فضيل بن يسار از مولانا الصادق عليه السلام كه در اين حديث آمده :
روى يك قرعه [ عبد اللّه ] نوشته و روى قرعه ديگر [ امة اللّه ] مىنويسند و سپس آن دو را در بين قرعههاى مبهم و مجهول ديگر گذارده و سپس قرعهكش آنچه را كه فضيل روايت نموده بگويد و آن اينست :
اللّهمّ انت اللّه ، لا إله الّا انت عالم الغيب و الشهادة ، انت تحكم بين عبادك فيما كانوا فيه يختلفون ، فبيّن لنا امر هذا المولود كيف يورث ما فرضت له فى كتابك .
پس از آن قرعههاى نوشته شده و آنچه مبهم و مجهول است جملگى را به هم بزند بطوريكه دو قرعه نوشته شده در بين آنها بطور كلّى محو و پنهان گردد و هيچ معلوم و مشخص نباشد و سپس استخراج كنند ، اگر عبد اللّه خارج شد مذكّر بوده و سهم ذكور را به آن داده و اگر امة اللّه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 237
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٧