قوله : و لو اجتمع معه فى احد الفروض : ضمير در [ معه ] بخنثى راجع است .
قوله : ضربت مخرج نصيبه فى الفريضة : ضمير در [ نصيبه ] به احد الزوجين راجع است مثلا در موردى كه از ميّت فرزند خنثى و پدر باقى مانده باشد فريضه را گفتيم از بيست و چهار قسمت بايد حساب نمود حالا كه احد الزوجين مثلا زوج نيز باقيمانده و مخرج فريضهاش چهار است آن را در ( 24 ) ضرب كرده و در نتيجه از ( 96 ) قسمت سهام را بايد توزيع نمود .
قوله : ثمّ اخذت : كلمه [ اخذت ] به صيغه خطاب مىباشد .
قوله : منها نصيبه : ضمير در [ منها ] به فريضه يعنى ( 96 ) مثلا راجع بوده و ضمير در [ نصيبه ] به احد الزوجين بر مىگردد .
قوله : و قسمت الباقى : يعنى بعد از اخذ نصيب زوج مثلا كه ربع فريضه است باقى را كه سه ربع ديگر است بايد بين ورثه تقسيم نمود .
قوله : الّا انّك هنا تقسمه على ثلاثة : مقصود اينست كه فرض داخل شدن احد الزوجين با فرضى كه وى داخل نباشد هيچ فرقى ندارد فقط تنها فرقى كه مىتوان قائل شد اينست كه :
در فرض دخول زوج مثلا پس از آنكه فريضه مسئله خنثا را با شرحيكه داده شد تحثيل نموديم اوّل يك ربع را از آن خارج كرده و به زوج مىدهيم و سپس باقى مانده را كه در واقع سه ربع فريضه است مورد تقسيم و توزيع قرار مىدهيم بخلاف فرضى كه زوج داخل نباشد چه آنكه در اين فرض تمام فريضه و ما ترك مورد تقسيم و توزيع قرار ميگيرد نه مقدارى از آن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 234
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٤