بايد بگوئيم : بر اين تخصيص شاهد و دليل وجود ندارد مگر آنچه از فعل و سيره مولانا امير المؤمنين عليه السلام در اين باب نقل شده و مع ذلك مىتوان اظهار نمود :
روايت مزبور اوّلا سندش ضعيف بوده و ثانيا دلالت بر ثبوت آن در زمان غيبت ندارد .
و در روايت صحيح از امام باقر و صادق عليه السلام منقولستكه مال ميّتى كه وارث ندارد از انفال محسوب مىشود و پرواضح است كه انفال مال اختصاصى امام معصوم عليه السلام بوده و صرف آن اختصاص به بلد مال ندارد ، در نتيجه بايد بگوئيم :
جايز است آن را صرف مطلق فقراء و مساكين شيعه نمود چه آنان كه در بلد مال و شهرى كه ميّت در آن ميزيسته و چه غير آن چنانچه مختار جماعتى از فقهاء از جمله خود مرحوم مصنف در دروس نيز همين است و بعقيده ما نيز اين رأى اقوى و اصحّ بوده مشروط به اينكه صرف آن در غير فقراء و مساكين از مصارف ديگر انفال همچون ابن سبيل را تجويز نكنيم .
سپس مىفرماين :
برخى از فقهاء نيز در اين مقام فرمودهاند :
مال مزبور را واجب است براى امام عليه السلام حفظ نمود و احدى حقّ تصرّف در آن را نداد همانطورى كه در باب خمس راجع به سهم امام عليه السلام حكم چنين مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين فرموده از نظر ما با احتياط مطابق است .
قوله : لابيت المال على الاصح : يعنى ميراث من لا وارث له
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 197
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٧