تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ولى برخى از فقهاء فرموده‌اند : فرزند معتق از پدر اولى بوده و در عرض يكديگر نمىباشند در نتيجه با بودن اولاد پدر معتق ارث نميبرد ولى اين رأى از نظر ما قوّت و متانتى ندارد . و نيز اگر از معتق جدّ و برادرى پدرى باقى مانده باشند در ارث با يكديگر مشترك مىباشند . و امّا اگر از معتق مادر باقى مانده باشد ، پس ارث بردن وى مبتنى است بر آنچه قبلا گذشت كه آيا وارثين زن از عتيق ارث مىبرند يا منحصرا ذكور وارث محسوب مىشوند از اينرو اگر نساء را وارث دانستيم مادر معتق نيز از عتيق او ارث برده و در غير اين صورت ارث منتفى است . ولى اقوى از نظر ما اينست كه مادر نيز با اولاد در ارث مشترك مىباشد . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : اگر از معتق اولادى باقى نمانده باشد ارث عتيق اختصاص به پدر معتق پيدا كرده و تمام ميراث از آن وى مىگردد . قوله : و العجب من المصنف كيف يجعله هنا مشهورا : ضمير منصوبى در [ يجعله ] به قول مذكور در متن راجعست . قوله : و فى الشرح : يعنى شرح ارشاد . قوله : و اعجب منه : ضمير در [ منه ] به جعل مصنف ( ره ) راجع است . قوله : مع اطراحه : يعنى مع اطراح ابن ادريس . قوله : محتجا بالاجماع عليه : ضمير در [ عليه ] به حكم مذكور در اينجا راجع است .