شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه اگر مرد همسرش را طلاق رجعى داد و قبل از اينكه عدّه رجعى منقضى شود يكى از زوجين فوت نمود ارث تحقّق داشته و مجرّد طلاق مانع از آن نمىباشد چه آنكه مطلّقه رجعى در حكم زوجه بوده و همانطورى كه اگر زوج يا زوجه فوت كنند ميراث محقّق است عينا در فوت مطلّقه نيز اين حكم ثابت و پابرجا است .
بخلاف مورديكه مرد همسرش را طلاق بائن بدهد و پس از طلاق يكى از زوجين در عدّه فوت نمايند چه آنكه در اين صورت هيچيك از ديگرى ارث نمىبرد مگر در يك صورت و آن اينست كه مرد همسرش را در مرض وفات طلاق بائن دهد كه در اين فرض از زمان طلاق تا يكسال بعد اگر مرد فوت نمود زن از وى ارث مىبرد ولى اگر زن فوت كند مرد از او ارث نمىبرد چنانچه شرح آن در كتاب طلاق گذشت .
سپس شارح ( ره ) در كيفيّت ارث زوجين مىفرماين :
اگر شوهر فوت كرده و از وى زوجه باقى بماند در صورتى كه زوجه صاحب فرزند از زوج باشد بنابر رأى مشهور از تمام ما ترك او همچون ساير ورّاث ارث مىبرد خصوصر از نظر متأخرّين كه اين حكم نزدشان مسلّم و قطعى است چنانچه اگر زوجه فوت كند شوهر نيز از او ارث ميبرد بدون قيد و شرطى يعنى چه از زن فرزند داشته و چه نداشته باشد مطلقا از ما ترك وى ارث مىبرد و حاصل كلام آنكه اگر شوهر فوت كند زن به شرطى كه از وى فرزند داشته باشد از تمام ما ترك او ارث ميبرد ولى اگر زن فوت كند مرد مطلقا وارث محسوب مىشود چه از او فرزند داشته و چه نداشته باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 133
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٣