تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ناگفته نماند حكم مزبور اطلاق داشته حتى شامل زوج و زوجه‌اى كه عمل نزديكى نكرده باشند نيز ميگردد يعنى مردى مثلا با زنى ازدواج نمود و قبل از اينكه با وى تماس پيدا كند او يا زن فوت نمايند چه آن‌كه در اين فرض نيز آنكه باقى مانده وارث محسوب مىشود مگر در يك صورت و آن موردى است كه زوج مريض بوده و در حال مرض ازدواجش صورت گرفته باشد و پيش از عمل نزديكى به همان مرض از دنيا برود كه در اين فرض نه مرد در صورت فوت زوجه وارث او بوده و نه زن در فرضيكه شوهر فوت كند وارث به حساب مىآيد . بلى اگر زوج مريض پس از عقد ازدواج با زن نزديكى كند و سپس به همان مرض از دنيا برود يا پس از ازدواج ولو اينكه دخول نكرده ولى از مرض مزبور بهبودى پيدا نموده و پس از آن فوت كند در هردو فرض توارث بين آنها محقّق است يعنى اگر مرد بميرد زن از او ارث برده و در صورتى كه زن فوت نمايد زوج از او ارث مىبرد . تبصره لازم بتذكّر است اگر زوجه مريضه بود و پس از عقد ازدواج زن به همان مرض از دنيا برود قطعا مرد از او ارث ميبرد ولو عمل زناشوئى واقع نشده باشد چنانچه در همين فرض اگر مرد فوت كند زن وارث او محسوب مىگردد چه آنكه زن مريضه على الاقرب حكم زن صحيحه را دارد و مرض در او موجب حدوث حكمى نمىباشد . و دليل بر اين حكم اصل مىباشد يعنى اصل عدم مانعيّت مرض در زن از توارث مىباشد و اينكه در زوج به اين اصل نمىتوان تمسّك نمود به خاطر آنست كه دليل خارجى نسبت به آن قائم شده و پرواضح است كه