مسئله هشتم
عموها و عمّههاى پدر و مادرى يا پدرى و يا مادرى ميّت و همچنين دائى و خالههاى ابوينى يا ابى و امّى وى از عموها و عمّهها و دائىها و خالههاى پدر ميّت و نيز از عمو و عمّه و دائى و خالههاى مادر ميّت اولى و شايستهتر هستند و در صورتى كه ايشان و اولادشان مفقود باشند عمو و عمّه و دائى و خالههاى پدر و بجاى آنها قرار مىگيرند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه تا عمو و عمّه و دائى و خالههاى ابوينى و امّى و ابى و نيز اولاد ايشان در صورت فقدان و عدم آنها ولو نوه و نبيره و نتيجهها باشند وجود دارند نوبت به اعمام و عمّات و اخوال و خالات پدر ميّت نمىرسد زيرا اعمام و عمّات و اخوال و خالات ميّت از اقرباى پدر يكدرجه به ميّت نزديكتر هستند و از باب الاقرب يمنع الابعد با بودن اقرباى خود ميّت خويشان پدر وارث نمىباشند .
بلى در صورتى كه آنها و اولادشان مفقود و معدوم باشند اقرباى پدر كه به آنها اشاره شد بجاى ايشان قرار گرفته و ارث مىبرند .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
چون تمام مذكورين در يك طبقه يعنى طبقه سوم هستند لاجرم با بودن اقرباز بين آنها بميّت نوبت به ابعد نميرسد بنابراين پسر عموى ميّت چه ابوينى بوده و چه ابى و چه امّى باشد از عموى پدر اولى و شايستهتر است و پسر عموى پدر از عموى جدّ و عموى جدّ از عموى پدر جدّ اولى و سزاوارتر است و به همين قياس ميتوان تقرير نمود .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 100
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٠